شمارش معکوس برای حذف ایران از نقشه‌های ترانزیتی؛ افتتاحات نمادین در چابهار تا کی؟

شمارش معکوس برای حذف ایران از نقشه‌های ترانزیتی؛ افتتاحات نمادین در چابهار تا کی؟

در حالی که رقبای منطقه‌ای با سرعتی خیره‌کننده در حال بازترسیم نقشه‌های ترانزیتی و دور زدن مرزهای ایران هستند، وزارت راه و شهرسازی همچنان درگیر پروژه‌های نیمه‌تمام و وعده‌های خوش‌بینانه است. ناهماهنگی میان توسعه بنادر و زیرساخت‌های ریلی، بندر استراتژیک چابهار را به جزیره‌ای منزوی تبدیل کرده که شرکای بزرگی مانند هند را به مرز ناامیدی رسانده است.

وعده اتصال ریل به چابهار؛ ۹۰ درصد پیشرفت یا نمایش تبلیغاتی؟

فرزانه صادق، وزیر راه و شهرسازی، در حالی از پیشرفت ۹۰ درصدی زیرسازی مسیر ریلی چابهار سخن می‌گوید که اعتراف او به «افتتاح‌های نمادین» برخی پروژه‌ها، تردیدهای جدی را در محافل کارشناسی برانگیخته است. تمرکز بر اتصال فیزیکی ریل به جای بهره‌برداری تجاری، گلوگاه‌های فنی را نادیده می‌گیرد.

گلوگاه‌های سخت در ۱۰ درصد پایانی پروژه

بسیاری از متخصصان معتقدند ۱۰ درصد باقی‌مانده از پروژه ریلی چابهار-زاهدان، سخت‌ترین بخش کار است. عبور از مناطق کوهستانی صعب‌العبور، حفر تونل‌های طویل و احداث پل‌های عظیم، چالش‌هایی هستند که با بودجه‌های قطره‌چکانی و تورم تجهیزات، اتمام آن‌ها تا اسفندماه را به یک رویا تبدیل کرده است.

بازی در زمین رقبا؛ خطر حذف از کریدور شمال-جنوب

در دنیای امروز، زمان حرف اول را در ترانزیت می‌زند. نگاه «پروژه‌محور» به جای نگاه «شبکه‌محور» باعث شده است که:

  • کاهش اعتماد بین‌المللی: شرکای تجاری مانند هند به دلیل بدقولی‌های مکرر، به دنبال مسیرهای جایگزین باشند.
  • عدم توازن زیرساختی: ظرفیت بندر توسعه یافته اما بدون ریل، عملاً بلااستفاده باقی مانده است.
  • هدررفت منابع: هزینه‌هایی که از صندوق توسعه ملی تامین شده، تحت شعاع تورم و تاخیر در اجرا قرار گرفته است.

تفاوت «اتصال ریل» با «بهره‌برداری تجاری»

حتی اگر تا پایان سال جاری شاهد اتصال نمادین ریل باشیم، فاصله زمانی قابل‌توجهی تا عبور اولین بار تجاری و مسافری وجود دارد. تست‌های ایمنی، تجهیز ایستگاه‌ها و سیستم‌های سیگنالینگ مراحلی هستند که نمی‌توان آن‌ها را فدای قیچی کردن روبان‌های توخالی کرد.

تبعات افتتاح‌های ناقص برای اقتصاد ملی

افتتاح پروژه‌هایی که هنوز آماده خدمت‌رسانی نیستند، تنها باعث ارائه آمارهای کاذب در کارنامه مدیریتی می‌شود. وزارت راه باید به جای تمرکز بر فعالیت‌های تبلیغاتی، بر حل بحران نقدینگی و تکمیل زنجیره لجستیک در پس‌کرانه‌های چابهار تمرکز کند.

چالش‌های اصلی که وزارت راه باید به آن‌ها پاسخ دهد:

  • چگونه ۱۰ درصد دشوار پایانی در کمتر از دو ماه تکمیل خواهد شد؟
  • برنامه دقیق برای بهره‌برداری تجاری (نه فقط اتصال فیزیکی) چیست؟
  • چرا نظارت بر قیمت تجهیزات و نوسانات ارزی در برآوردهای اولیه پروژه لحاظ نشده است؟

نتیجه‌گیری: بدون یک استراتژی واحد و هماهنگ، شاه‌رگ ترانزیتی ایران در چابهار زیر بار افتتاح‌های نمایشی و ناهماهنگی‌های مدیریتی، کارکرد خود را از دست خواهد داد.